ملالی موسی
ساحه فعالیت: ادبیات دری
ملالی موسی از داستان نویسانِ پیشگام و از صاحب نظرانِ سیاسی- اجتماعیِ فعال به سال1320 هجری خورشیدی در شهرکابل زاده شد. مراحل ابتدایی تا ثانوی دوره مکتب را در لیسه عالی ملالی سپری نمود و بعد از آن در رشته حقوق و علوم سیاسی درس خواند.
ملالی موسی به دنبال دگرگونی اوضاع سیاسی در سال1357 و بعد از آن که شوهرش از جانب نظام وقت به زندان افگنده شد، ناگزیر به ترک سرزمین خود گردید. مدتی درپاکستان اقامت داشت، چندی نیز در کشور انگلستان و سرانجام مسکن گزین کشور امریکا شد.
بانو موسی در سال 1981 میلادی جهت تحصیل در رشته مدیریت توریزم به کالج ورجینیای شمالی راه یافت و بعد از اخذ دیپلوم در رشته یاد شده سال های متعدد در حوزه صنعت توریزم مشغول به کار بود.
ملالی موسی درکنار مشغولیت های کاری خود، سال های زیادی به عنوان رضا کار اجتماعی در حوزه رهنمایی و مشورت با افغانهای مهاجر در امریکا همکاری نمود و از حامیان و تمویل کننده گان موسسه «آشیانه» که در زمینه آموزش و مراقبت از کودکانِ بی سرپرست و بی بضاعت کار میکند، بوده است. همچنان سال های زیادی می شود که مقاله ها و نوشته های او در رابطه به اوضاع اجتماعی افغانستان؛ به ویژه وضعیت زنان از طریق نشریه ها و وبسایت های مختلف به نشر می رسد.
موسی از دلبسته گانِ هنرنقاشی نیز بوده است. او درجریان سال های بعد از مکتب برای فراگرفتن هنر نقاشی، به جرگۀ شاگرادان نقاش معروف کشور استاد غوث الدین خان پیوست. توانایی او در هنر نقاشی از همان آغازِ راه ثابت گردید و یکی از تابلو های او با نام تابلوی " شمع و پروانه " در سال میلادی برنده جایزه دوم " رسم پنسلی" در رقابت میانِ نقاشان آماتور کابل شناخته شد.
ملالی موسی به زبان فرانسوی هم تسلط دارد. وی به دلیل علاقه مندی به فراگیری این زبان مدت دوسال در مرکز فرهنگی فرانسه آموزش دید.
موسی از شمارِ بانوانِ پیشگام در ادبیات داستانی افغانستان می باشد. وی از سال1339 خورشیدی به داستان نگاری آغاز نمود. برخی از داستان های ا و در روزنامه انیس به نشر رسیده اند. یکی از داستان هایش که با بیتی از حافظ این گونه آغاز شده است:
« دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند...»
در شماره اول حمل سال1339 به نشر رسیده است. داستان های ملالی موسی به صورت دوام دار در پاورقی روزنامه انیس در روزهای پنجشنبه به نشر می رسید .یکی از داستان های کوتاه او تحت عنوان «نیم تاج هوس» برنده جایزه مطبوعاتی گردید که درهمان سال ها از سوی موسی همت در مجموعه داستانی«پیمانه» نیز به نشر رسیده است.
با وجود آن که داستان های نوشته شده به وسیله بانوان در سال های اخیر دهه سی و اوایل دهه به تعبیر یکی از پویندگان عرصه داستان نویسی رویکرد این چنینی دارد:« تنها دغدغه آنها در این داستانها بیان و حالات ساده روزمرگی و بیان آن با یک روایت ساده و زبان ضعیف است. زبانی که گاهی حد نوشته را از یک داستانواره به یک خاطره ساده تبدیل میکند و در این داستانها هم چیزی قابل توجهی نیست که روی آن مکث شود..»؛ اما با توجه به وضعیتِ حاکم در جامعه افغانستان و تلاش هایی که این بانوان؛ به ویژه بانوملالی موسی؛ با همان نوشته ها و تلاش ها بود که خشت های نخستین در بنایِ داستان نویسی زنانِ افغانستان گذاشته شد و از این جهت تلاش های آنها قابل تمجید می باشد.
بخشی از نخستین تجربه های داستان نویسی ملالی موسی که در سال1339 در روزنامه انیس به نشر رسیده است:
داستان
پانزده سال بیشتر نداشتم که مادرم مرد و من و ناهید کوچک را که در آن وقت پنج سال از عمرش می گذشت تنها گذاشت.
پدرم که مرد مهربانی بود امورمنزل و تربیه خواهرم را به من سپرد. بعد از گرفتن دیپلوم ناهید را به مکتب فرستاده و خودم برای این که به پدر و خواهرم خوبتر برسم از ادامۀ تحصیلاتم چشم پوشیدم.
خواهرم از کودکی دختری زیبا و باهوش بود و روز به روز به قشنگی اش افزوده می شدو درصنف خود نیز از حیث اخلاق و دروس شاگرد ممتازی محسوب می شد.
البته این نتیجه ای بود که من از تربیه و زحمت خود انتظارداشتم.
دریکی از روزها بی خیال نشسته بودم. ناهید دست هایش را به گردنم حلقه کرده و گفت که فردا مجلسی به مناسبت نتایج امتحانات درمکتب ترتیب داده شده و باید تمام مادرها با دختران خود حاضر باشند از این رو توهم با من بیا.
از شنیدن کلمه مادر تکان خوردم؛اما چیزی نگفتم. فردای آن روز به دقت نظری به آیینه انداختم،ابتدا چین هایی که به اطراف چشم و دهانم پیدا شده بودند نظرمرا جلب نمود. آن گاه آیینه را نزدیک صورتم آوردم و این بار چند تار سفیدی که در بین گیسوانم خود نمایی می کردند مرا متوجه حقیقت تلخی ساخت...
.
(روزنامه انیس،اول حمل1339/دانشنامۀ ادب فارسی،ص 990/سیماها و آواها،ص618/نمایه ادبیات داستانی،ص101/دانشنامه آریانا / وبسایت افغان اکادمی/ وضعیت و داستان نویسی زنان افغانستان، روزنامه هشت صبح، 15اسد 1394)