نگاه مختصر به لالایی( للو،للو) ها و ابعادِ محتوایی آن
کتگوری: فولکلور
محمد فاضل شریفی
للو، للو های مادران(لالایی ها) بخش ارزشمندی از ترانه های ماندگار و کهن ادبیاتِ ما است که ریشه در گذشته های بسیار دور دارد.
لالایی در حقیقت اولین ارتباطِ آهنگین و شاعرانه میان مادر و کودک می باشد که جلوه های رنگارنگی از آرزوها ،شکایت ها و دعاهای مادرانه را در خود نهفته است. این سرود های دلنشین و مانا سینه به سینه از یک نسل به نسل دیگر انتقال می یابد. مادران، با ادبیات شفاهی و لهجۀ مختص به خویش در هنگامِ خوابِ کودکان دلبندِ خود، پایاترین و لذت بخش ترینِ مفاهیم و خاطرات را در ذهن و ضمیر کودک به یادگار می گذارند که این داشته های ذهنی بعد ها درجریان زندگی به شکل جریانِ سیالِ ذهن خود را نمایان می سازند.
کودک با لالایی های مادر، نحوۀ چگونه اندیشیدن، باور داشتن، حس کردن و نگاه کردن به خود و دنیایِ اطرافش را به ذهن می سپارد وهیچ انسانی نیست که لالایی ها و ترانه ها و قصه های عامیانه و کودکانه در نهانگاهِ روان و ضمیر و ذهنش ته نشین نباشد.
لالایی در واژه نامه ها به معنای غلامی، بند گی، خدمتکاری، تربیت بزرگ زاد گان (1: ذیل واژه لالایی)و ترانه و آوازی آمده است که معمولا مادران برای خواباندن کودکان خویش میخوانند (7/3) .در اصطلاح ادبیات سروده هایی است که به زبان عامیانه و بسیار ساده ، برای خوابانیدن نوزاد مورد استفاده قرار می گیرد.(6:131)
دریک کلام؛لالایی نخستین ارتباط کلامی و رابطۀ هم سخنی نوزاد با مادر می باشد. کودک با شنیدن این صدای گرم ، آرام بخش، روح پرور و نوازشگر به خواب میرود و صدای مادر در نهانخانۀ جانش با آن حک میگردد؛ تاجایی که درمیان تمام صداها صدای جان پرور او را تشخیص می دهد و این صدا با آهنگ موزون در ذهن پاک او جای می گیرد:
آللو ای گل پسر
بی خبر از خیر و شر
مادر به پهلویت
دست میزند به رویت
آللو ای گل پسر
آللو ای گل پسر....(7:29)
فیلسوف و دانشمند نامی کشور، ابوعلی بن سینای بلخی ، نقش لالایی شنیدن را تا آن جا در آرامش ذهن کودک مهم و ضروری می داند که آن را با شیر مادر درسلامتی و رشد کودک مقایسه می نماید. او در کتاب قانون خویش در این رابطه نگاشته است:« جهت اعتلای مزاج و پرورش صحیح و سالم نوزاد علاوه بر شیر- مراعات دو نکتۀ دیگر نیز ضروری است :یکی از آن دو نکته جنبانیدن نوزاد به آهسـته گی و دیگری موسیقی و آوازی است که عادتا برای خوابانیدن نوزاد میخوانند، نوزاد به هر نسبتی که برای جنبانیدن و گوش دادن به موسیقی آماده گی بیشتری پیدا کند تن و روانش برای ورزشهای بدنی و روانی آماده گی بیشتری می یابد. »(9:88)
تا اکنون کسی در نیافته است که سابقۀ این آوازهای آهنگین به کجامی رسد. متاسفانه به دلیلِ تخریب و نابودیِ بیشترین آثار و نوشته هایی که قبل از ظهوراسلام در کشور وجود داشت به وسیله اعراب و دولت های تحت سلطه آنها تا سده های سوم، تا امروز کدام نمونه ای از لالایی ها که مرتبط به گذشته های دور باشد به دست نیامده است.(9:34)
درلغتنامه ها واژۀ «بنگره» که ریشه پهلوی دارد، هم معنا با لالایی آورده شده است. دربرهان قاطع این واژه به معنای آواز و زمزمه یی آمده است که به هنگام خوابانیدن کودکان خوانده می شد. همین گونه در لغتنامۀ دهخدا واژۀ فوق چنین معنا شده است:« ذکری است که برای خوابانیدن اطفال خوانند . ذکری باشد که عورات (زنان) در محل خوابانیدن کودک گویند تا به خواب رود»: به تعبیر دیگر؛ این واژه برگرفته از واژۀ «vang» از پهلوی ریشه گرفته است که به معنای صدا،آواز یا گریه توام با ناله می باشد.(9:34)
در تاریخ ادبیات کودکان ایران آمده است که پیشوند این کلمه همان «بن» درفرهنگ «بهدینان »آمده ، یعنی بند (BEND ) به معنای حبس و بند . به این ترتیب بنگره یعنی بانگ بند ، ناله بند یا ناله خاموش کن »(9:34)معنا می دهد.
البته واژۀ بنگره در شعر ناصر خسرو نیز به همین معنا آمده است :
...خوابت همی ببرد، من انگشت ازان زدم
پیش تو بر کنارۀ خوش بانگ پاتره
تو خفتهای خوش ای پسر و چرخ و روز و شب
همواره میکنند ببالینت بنگره
گرتو به خواب و خور بدهی عمر همچو خر
بر جان تو وبال چو بر خر شود خره
برگیر آب علم و بدو روی جان بشوی
تا روی پر ز گرد نبائی به ساهره
چون دست و پای پاک نبینمت جان و دل
این هردو پاک نبینم و آن هردو پر کره
پیری کجا برد ز تو گرمابه و گلاب
خیره مده گلیم کهن را به جندره
چون می فروکشد سر سروت فلک به چاه
تو بر فلک همی چه کشی طرف کنگره؟
بپذیر پند اگرچه نیایدت پند خوش
پر نفع و ناخوش است چو معجون فیقره
از حجت خراسان آمدت یادگار
این پر ز پند و حکمت و نیکو مؤامره (2:384)
دربیتهای فوق ناصر خسرو چرخ روزگار را به معنای آرامش دهنده و یا بند کنندۀ ناله به کار برده است . که بعد ها در فرهنگ عامیانه این بنگره به لالایی مبدل گردیده است ، اما اینکه در کدام زمان چنین تغییری رونما گردیده است اطلاعی در دست نیست .
به تصور آقای احمد پناهی سمنانی ، مولف کتاب ترانه و ترانه سرایی در ایران: قدمت للو ها و یا لالایی ها به حدی است که میتوان گفت:« نه مسأله یی تاریخی ، بل معمای باستانشناختی دارد.»(4:208)
باپی گیری رد پایِ لالایی ها در فرهنگ و ادبیات سایر زبان ها و کشور ها نیزمی شود ادعا نمود که این سروده ها سابقه و تاریخی برابر با آغاز تاریخ بشری دارند و بدون شک از اولین و ابتدایی ترین شکل های شعر شفاهی یا غیر رسمی کودک به حساب می آیند.
لالایی ها را با توجه به رنگارنگی و تنوعِ آرزوها،امیال، دل نگرانی ها، دعا ها و باورهای مادران در محیط های اجتماعیِ مختلف می توان با محتواهای رنگ،رنگ هستی یافته اند که در یک دسته بندیِ کلی می شود آنها را بیشتر ذیلِ شش محورِ به شرح و تبیین گرفت:
1-لالایی ها و للو هایی که محتوای آنها را آرمان ها و آرزوهای مادر برای بزرگ شدن ، دانش اندوختن و موفقیت کودک در آینده تشکیل میدهد :
آللو للو للو
بچه جان مه للو
بچۀ ما کلان شوه
به مکتب روان شوه
صاحب کمال شوه
آللو للو للو ...
و یا این نمونه با لهجۀ زییای هزاره گی:
لورلی لورلی باچۀ مه
ای نور دو دیدۀ مه
باچه از مو کلون شود
والی بامیون شوه
شیر بچۀ افغان شوه
دشمن اجنبیان شوه
لوری لوری باچۀمه
ای نور دو دیدۀ مه...(6:35)
2-لالایی ها و للو للو هایی که در آن خودِ کودک به ستایش گرفته شده است و مادر آنها را به گل های رنگارنگ و سایر زیبایی ها تشبیه می نماید:
آ للو للو للو
شاهزادۀ مادر للو
هستی تاجِ سر للو
آللو ای ماه پاراه
ماه پاره در گهواره
ماه پاره را خواب برده
گهواره را آب برده
آ للو للو للو
بچۀ مادر للو
...
ویا در این لالایی:
لالایی لالایی دخترک بابایی
تو مقبول و زیبایی
به مانند گلهایی
لالایی ، لالایی ای پری دریایی
لالایی لالایی ای که گل رعنایی
توره مادر نمیته
به مردم هرجایی
تو صدسال زنده باشی
به درد و غم نپایی
ویا:
لالاگل گندم
برت گهواره میبندم
اگر امر خدا باشه
که گهواره طلا باشه(7:29)
3-لالایی هایی که مادر طیِ آن برای طول عمر پارۀ تن خود دعا می کند و می خواهد این نکته را بیان کند که حاضر است خود را صدقه و قربان کودک خود سازد:
آللو – للو –للو
شب شد ای شیرین پسر
نیست آواز دگر
غیر شرشرهای جوی
درمیان باغ و کوی
ناله های آبشار
شل شل بید و چنار
آللو – للو –للو
آللو بچه للو
ای که حالا چوچه یی
ناشگفته غنچه یی
گر شدی ای گل جوان
میکنی یاد آن زمان
راحت آغوش من
للوی پرجوش من
آللو – للو – للو
آللو بچه للو
مادر به قربان تو
قلبم به فرمانِ تو
صدقه شوم موی تو
قربانک روی تو
زندگی سخت پسر
هرطرف است دردِ سر
آللو للو للو
آللو بچه للو
ای عزیز آرام جان
میشوی آخر کلان
باردنیا دوش توست
غصه هم آغوش توست
قدر کن آغوش من
خواب شو در دوش من
آللو – للو – للو
آللو بچه للو
ای به جسمم همچو جان
قدر این موقع بدان
میکنی وقتی تو یاد
باهزار افسوس و داد
بوسه های گرم من
دستهای نرم من
آللو – للو – للو
آللو بچه للو
خواب شو ای همنفس
وقت عیش این است و بس
گردمی در عالم است
ازخوشی این یکدم است
وقت خواب ناز تست
تخت شاهی گاز تست
آللو – للو – للو
آللو بچه للو(7:31)
4-لالایی هایی که انعکاس دهندۀ درد ها و مصایبِ مادران بنا به دلایل مختلف می باشد:
بخش قابل توجهی از لالایی های مادرانه را در کشور ما همین نوع لالایی ها میسازند . این سروده ها در حقیقت ناله های جانسوز مادران است که بر سر بالین فرزندان دلبند آنا ن زمزمه میشود ، از این طریق از یکسو کودک به خواب ناز خود میرود و از سوی دیگر مادر درد خود را با بیان نمودن آن تسلی میبخشد:
لالا،لالا،گل نارم
زغمهای تو بیمارم
تورادارم چه غم دارم
هزار شکرش به جان آرم
ویا :
لالایی گل گندم
گاز تو ر کجابندم
به پای بتۀ گندم
به روز خود بخندم(7:34)
5- لالایی ها و یا للو للو هایی که کدام محتوای خاصی نداشته و فقط برای خواباندن کودک از آنها استفاده میشود:
درلالایی ذیل مادر برای کودک خود که از خیر و شر روزگار احوالی ندارد، گفتنی دیگری ندارد؛ بلکه می خواهد کودکش صرف آرام و راحت بخوابد:
آللو ای گل پسر
بی خبر از خیر و شر
مادر به پهلوی تو
دست میزند به روی تو
آللو آللو (7:29)
باید یاد آور شد که بیشترِ کودکانِ دختر چون می خواهند مقلدِ مادرانِ خویش در زندگی باشند و می دانند که در آینده در جای پای آنها قدم خواهند گذاشت؛ گاه گاهی در بازی های خود برای کودکانِ فرضی ای که از چوب و تکه و پنبه و سایرِ وسایل دست داشته می سازند لالایی هایی سر داده و یا لالایی هایی را را نقل می کنند که تنها به هدفِ بازی و سرگرمی سروده شده است و هدفِ کودکان نیز این می باشد تا کودکِ فرضی شان به خواب رود.
اللو ماماسی
ماماسی دگهواره
گهواریش طلا کاری
بند و بارش مرواری
ما قرصی ( قرضی ) طلب کردیم
آتش کوه ورداشتی
ما رفتیم به خا ک بازی
پدر واری عاروسم کرد
مادر واری جهیزم داد
آللو للو للو
***
آللو بابرجی
شار رفتی چی آوردی
کوشک های نارنجی
ده پای گلنار جان کردی(8:28)
البته پاره ای از لالایی های بدون کلام نیز وجود دارد که مادر صرف با صوتِ لالایی برای کودک خود ترانۀ بدون کلام سر می دهد.
6- لالایی هایی که محتوای اجتماعی و یا سیاسی دارند :
این گونه لالایی ها بیانگر وضعیت سیاسی و اجتماعی محیط می باشند. در سرزمین ما به سبب استمرارِ شرایط دشوار سیاسی – اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی که متاسفانه بیشترینِ زجر را مادران و درکلیت زنان و دختران متحمل می شوند، همواره دامنۀ سرایش این نوع لالایی ها گسترده تر بوده است. مادر این گونه ترانه ها به شرح روزگار و اجتماع می پردازد.
چنان که در لالایی ذیل مادر که در این جا نمادی است از منِ اجتماعیِ مادران در سرزمین ما، به دلیلِ شاهد بودنِ ناروایی ها و مظالم پرشماری که از سویِ حکامِ ستمگر بر مردم رفته است به فرزند خود اندرز می دهد که اگر روزی زمام امور به دستش رسید بالای همنوع خود ظلم نکند:
آللو! ای کودک افغان للو
طفلک بیدارو و درمان للو
پای لوچِ دشت و بیابان للو
ای همه سو خشم و تو ویران للو
ای همه خواب و تو پریشان للو
آللو، ای کودک افغان للو...
کودک من، بارش و باران رسید
نوبت بیداد زمستان رسید
رنج دگر غیر غم نان رسید...
زین همه بیداد اگر سر شوی
وارث این ملت اختر شوی
روزی اگر صاحب لشکر شوی
قافله سالار مقرر شوی
ظلم مکن بر سر انسان للو
آ للو ای کودک افغان للو
صبر خدا کن که خدا عادل است
دادرس و چاره گر مشکل است...
میرسد این قصه به پایان للو
آ للو ای کودک افغان للو
...
یا در این لالایی که مادر مصایبِ جنگِ ویرانگر را در کشور ما را برای کودکِ نازنینِ خود شرح می دهد:
آللو للو للو
عزیزم للو للو
آللو بچۀ نازم
بچه گک بی گازم
به هر جابنگرم آتش ببینم
میان شعله ها گندم بببینم
آللو للو للو
جانک مادر للو
بچه للو که جنگ اس
به هرطرف تفنگ اس
دشمن ما بی ننگ اس
چنگش مثل نهنگ اس
آللو للو للو
آللو گل مادر...
نه مکتب ماند نه تعلیم
وطن شد پر از یتیم
وقتی شوی هفت ساله
خدا نیکی کنه حواله
آللو للو للو
ناز مادر آللو (5:38)
با مرور مختصر در رابطه به لالایی ها و نقش ماندگار و تاثیر گذار این سروده ها و ترانه های جاودان در ذهن و روان کودکان به این نتیجه می رسیم که به هرپیمانه ای بتوانیم در راستای کاوش پهلو های مختلفِ ساختاری، زبانی ،هنری، محتوایی و روایی این سرود های ماندگار کاوش و جستجو نماییم به همان پیمانه می توانیم در غنای ادبیات شفاهی خویش که متاسفانه در این حوزه کمتر روی آن کارشده است بیفزایم.
سرچشمه ها:
1-انوری ، حسن . 1381 . فرهنگ بزرگ سخن ، تهرن: انتشارات سخن.
2-بلخی، حکیم ناصرخسرو . 1372. دیوان.باتصحیح و تعلیقات مدرس رضوی و علی اکبر دهخدا ، تهران : دنیای کتاب .
3-داد، سیما . 1378 .فرهنگ اصطلاحات ادبی ، تهران: انتشارات مروارید.
4-سمنانی ،احمد پناهی . 1383 . ترانه و ترانه سرایی در ایران،چاپ دوم ، تهران: انتشارات سروش.
5-فرزان ،ناصر . 1379. ادبیات فلکلوریک افغانستان، مجلۀ میهن، ش 5-6، مشهد: بنیاد انتشاراتی شهید احمد شاه مسعود.
6-فــسایی، منصور رستـگار. 1373. انواع شعر فارسی،ایران :انتشارات دانشگاه شیراز.
7-کوهستانی ،منصور . 1387. سرودهای عامیانه ، مجلۀ فرهنگ، ش25،کابل: از نشرات وزارت اطلا عات و فرهنگ.
8-.محـــسنی ، احمد . 1382. ردیف و موسیقی شعر،مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی .
9-محمدی ، محمد هادی و قاینی،زهرا. 1383.تاریخ ادبیات کودکان ایران، دورۀ هفت جلدی، تهران: نشر چیستا.